على محمدى خراسانى

377

شرح رسائل (فارسى)

استدلال ناتمام است پس اصلا اولويتى در كار نيست تا بتوان حكم خبر را به شهرت سرايت داد . 3 - شما نام اين استدلال را مفهوم موافقت گذاشتيد ما مىگوئيم اين از نوع قياس اولويت ظنى است و نه مفهوم موافقت بيان ذلك : مفهوم موافقت عبارتست از استفادهء حكم فرع از ظاهر دليل لفظى يعنى خود كلام به ظهور لفظيه و به دلالت التزاميهء لفظيه كه لزوم بين بالمعنى الاخص دارد حكم فرع را دلالت دارد و قبلا ثابت شد كه ظهورات لفظيه حجيت دارند چه ظهور منطوقى و چه مفهومى ، مفهومى هم چه مفهوم مخالفت و چه مفهوم موافقت ولى قياس اولويت ظنيه عبارتست از استفاده حكم فرع از اصل بتوسط تنقيح مناط آن هم ظنى نه قطعى و ما نحن فيه از اين قبيل است پس نامگذارى شما هم ناتمام است . دليل دوّم : ( مرفوعه زرارة ) تفصيل اين حديث در باب تعادل و تراجيح ص 446 كتاب رسائل خواهد آمد ولى محلّ شاهد اينست كه : زراره مىپرسد : يا ابن رسول اللّه گاهى از قول شما دو خبر و حديث متعارض براى ما نقل مىكنند ما به كداميك عمل كنيم ؟ حضرت فرمود : خذ بما اشتهر بين اصحابك و دع الشاذ النادر . . . كيفيت استدلال : به دو بيان مىتوان استدلال كرد : الف : بگوئيم : اگرچه مورد سؤال زراره روايت است نه فتوا ولى جواب امام ( ع ) عام و كلى است يعنى فرموده : خذ بما اشتهر يعنى اخذ كن به چيزى كه مشهور است اين چيز اطلاق دارد و قابل صدق بر شهرت فتوائيه نيز هست و قانون اصولى اينست كه : العبرة بعموم الجواب لا بخصوص السؤال ، پس ظاهر حديث عام است و شهرت فتوائيه را نيز شامل است . ب : بگوئيم : برفرض كه ظاهر حديث عموميت نداشته و مراد از ماء